|
.•* *•. آهسته وآروم بیا... ببین من چی میگم... فقط لطفا آروم... خیلی آروم.•* *•.
|
خوبید؟؟؟
نمیدونم چرا به این سیاه چال دوباره سرزدم این اسمیه که دوستام روی وبلاگ من گذاشتن شایدم راست میگن ولی در هر صورت خواستم دوباره توش بنویسم ولی نمیدونم با چه رویی با چه امیدی
الان که دارم مینویسم به همه چیز مشکوکم نمیدونم چیکار کنم....
شاید.....
سلام به دوستای گلم![]()
ممنون که تو ی این مدت منو تنها نذاشتید. خیلی دوستون دارم
باورتون نمیشه من تا حالا این همه دوست نداشتم ولی حالا کسایی هستن که با ناراحتی من ناراحت میشن با خوشحالی من خوشحال خیلی خوشحالم اما حالا میخوام یه خبر بدم من به توصیه یکی از دوستام ادرس وبلاگو از بلاگفا به میهن بلاگ تغییر دادم اگه زحمتی نیست دوستایی که منو لینک کردن ادرس لینکو تغییر بدن میدونم که براتون سخته شرمنده
ولی میخوام شما هم مثله
میخوام عاشق بشم... هوامو داشته باشید
http://www.daligiz.mihanblog.com/
منتظرتونم بیاییدا پست جدیدم اونجا گذاشتم پس اونجا میبینمتون راستی دوستای که لینکشون کردم بی زحمت ادرسو تغییر بدن.ممنون
دوستون دارم هوارتا
![]()
![]()
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
متاسفم برات ای دل ساده
دل به هر کی دادی از سادگی دادی
زندگیت و پای دلدادگی دادی
هر جا که دیدی چراغی پر فروغه
تابه هش رسیدی فهمیدی دروغه
عاشق و خسته و غمگین وپریشون
دل بی کس دلک بی سر و سامون
دل زخمی دل تنها وتکیده
دل گریون من وهی دل گریون
متاسفم برات

و در تمام لحظات خدا را از یاد مبر...
.jpg)
به امیدی که ساحل داره این دریا
به امیدی که اروم میشه تا فردا
به امیدی مه این دریا فقط شاه ماهی داره
به عشقی که نمیبینی شباشو بی ستاره
ابراي پاييزي دلگير من
جوون تراي چهره ي پير من
چشمهاي من بي خبراي ساده
منتظراي دل به جاده داده
مردمكاتون به كجا زل زدن
باز مژه هاتون به كجا پل زدن
كاشكي بدونيد كه دارم هنوزم
از اشتباه قبليتون مي سوزم
با اينكه هيچ كس نيومد پيش من
شب زده ها چشماي درويش من
تنها نبودم حتي يك دقيقه
با تنهايي كه بهترين رفيقه 
كه بهترين رفيقه

بازم من اومدم ولی این بار خرابتر از قبل اومدم نمیدونم چرا اینطوری شده خسته شدم از دسته خودم از پدر و مادرم از خواهرم از دسته دوستام
دوستایی که به ظاهر دوستن از جدایی حتی از خود عشق(اینو اروم میگم تا نشنوه شاید قهر کنه)دیگه نمیدونم چیکار کنم فقط کارم شده اهنگای غمگین گوش کردن گریه گردن اونم توی خودم اخه به یکی قول دادم که اشک نریزم میدونید توی این روزا وقتی تنها میشم یا میرم تو خودم به چی فکر میکنم به این که:
چه جوری از دنیا برم قشنگتره
دیگه خسته شدم خیلی خسته شدم
کسی نیست کمکم کنه....


دروغ میگن از اینکه یه عالمه سوال توی ذهنم
دارم اما کسی جوابی براش نداره از اینکه
نمیفهمم چرا بدنیا اومدم برای چی
هنوز زنده ام اصلا چرا هستم؟؟؟بابا میخوام برم....
الان با خودتون میگید مصلحت خدا ولی تا کی،
که من نمیدونم...
خدایش این همه سوال افسردگی نمیاره
شما اگه جای من بودید چیکار میکردی میدونم
که نمیتونید جای من باشید چون همون روز اول
پس میزدید خیلی سخته مگه نه....
دوباره خزون اومد نم نم بارون میزنه تو صورتم
بوی خاکو نم کوچه میگه هنوز دیوونتم
رعدو برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز
دستای کی رو گرفتی زیر بارونای پاییز
میخوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره
ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره

اگه خدا بخواد توی این شبای قدر یه لطفی
در حق تو بکنه دوست داره چی باشه؟!

دلم میدونید چی میخواد!
دلم یه دل سیر گریه میخواد...یه دل ابری....
یه دل طوفانی...نمیدونم چرا شدم مثل قدیما که
کسی منو دوست نداشت اخه دوست ندارم
یه لحظه هم روی این زمینه پر از گناه باشم
خوب بهم میگید پرواز کن اخه اون پر و بالمو
چیده نمیذاره بپرم راستی با این همه گناه
کی میخواد بره بهشت...
حالا بگید چیکار کنم توی این شبا.....

رفته بودی اما قلبم بی تو بی بهانه میزد
دست من تو موج موهات چنگ عاشقونه میزد

رسم برین بود که من صورتي رو بخوام تو آبي رو
اما من آبي رو خواستم تو صورتي ور
من به خاطر تو تو به خاطر من


عزراییل فقط سه قدم باپروانه فاصله داشت.
پروانه نیز تنها سه نفس تا مرگ.
یک قدم یک نفس تا اغوش عشق.
دو قدم دو نفس در حرارت عشق.
سه قدم،سه نفس به خاطر عشق...وسپس مرگ متولد شد و
عزراییل شد پدرش.
اما عشق همچنان نزد خدا دوباره داشت جان می گرفت.







یه آسمون گلهای یاس و میخک 
یه دریا عشق و اشتیاق و پولک
یه حس عاشق ویه قلب بیقرارو کوچک
فقط میخوام بهت بگم که
دوست دارم




هیچ گاه به اندازه وقتی که
عشق را از دست
میدهیم غمگین نمیشویم

هرگز عشق را نخواهی شناخت مگر اینکه خودت را به ان تسلیم کنی

